ولادت امام زین العابدین علیه السلام مبارك باد
آنگونه كه مشهور است ولادت ابوالائمه حضرت علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ از دامان پاك شهربانو در سال 38 هجري دو سال قبل از شهادت جدش اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ « در كوفه» رخ داد».[1]
در تاريخ تولد امام سجاد ـ عليه السّلام ـ اقوال مختلفي نقل شده كه به برخي از آنها اشاره ميشود:
1. تولد او در پنجم شعبان سال 38 هجري: طبق نقل اربلي در كشف الغمه (قول مشهور).
2. هشتم شعبان سال 38 هجري : بحارالانوار به نقل از ذخيره.
3. نهم شعبان : بنابر به نقل روضة الواعظين.
4. هشتم ربيع الاول: جنات الخلود.
5. پانزدهم جمادي الاول: علامه حلّي در تذكرة.
6. نيمه ماه جمادي الثاني: طبرسي در اعلام الوري.
2. كودكي امام سجاد ـ عليه السّلام ـ :
امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ثمرة درختي است كه در زمين پاك طيب و طاهر نشو و نما يافته. در آغوش ولايت و امامت رشد كرده از پستان نبوت شير نوشيده و از چشمه سار ولايت سيراب گشته است.
حوادث كودكي امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در تاريخ بسيار كم نقل شده است كه ميتوان به چند مورد اشاره كرد:
الف) از دست دادن مادر در همان ابتداي تولد كه مسعودي در اثبات الوصيه مينويسد: «شهربانو در تولد امام زين العابدين اولين حمل او در حال نفاس در گذشت»[2]
ب) سفارش اميرالمؤمينن علي ـ عليه السّلام ـ به امام سجاد در زمان كودكي نسبت به ودايع امامت.
« وقتيكه اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ توسط ابن ملجم ضربت خورد حضرت با آن حال مواريث انبياء را در حضور همه فرزندان خود به امام حسن ـ عليه السّلام ـ داد و فرمود او به حسين بدهد و در اين موقع علي بن الحسين سجاد سه ساله بود كه حضرت امير دست سيد سجاد را گرفت و فرمود: پيغمبر خدا وصيت فرمود كه تو ودايع، امامت را پس از خود به فرزندت محمد باقر بدهي و از طرف من او را سلام برساني.[3]
«سيدالشهداء در حين حركت به كربلا مواريث انبياء را به امسلمه به امانت سپرد، فرمود پس از من اين ودايع را به فرزندم علي زين العابدين بسيار و امسلمه هم چنين كرد»[4].
ج) «زندگي كردن امام سجاد ـ عليه السّلام ـ به مدت 2 سال با جدّش اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ»[5]
د) عبادت و سجده زياد از همان ابتداي كودكي.
هـ.) درك دوران امامت سه امام معصوم و تربيت در كنار آنها.
3. نوجواني امام سجاد ـ عليه السّلام ـ :
الف. افتخار همزيستي با عموي بزرگوارش امام حسن مجتبي ـ عليه السّلام ـ به مدت 12 سال و اشتغال به كسب علم از امام مجتبي ـ عليه السّلام ـ و پدر بزرگوارش امام حسين ـ عليه السّلام ـ در اين دوران «علي ـ عليه السّلام ـ هنوز سنش به ده سال نرسيده بود كه با برادران و عموزادههاي خود به مسجد رسول خدا روانه گرديده و به استماع قرآن و اخبار و علم پرداخت. در مجلس پدر بزرگوارش حسين ـ عليه السّلام ـ و مجالس ياران و تابعين رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ حضور مييافت و به نقل حديث و آموختن اخبار مبادرت مينمود و ضمناً از عموي خود امام حسن ـ عليه السّلام ـ استفاده و در نزد او تلمذ ميكرد.
كمكم علي بر آن شد كه معلومات و محفوظات خود را در مجالس و محافل تابعين حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ مطرح ساخته و به اصلاح آنها بپردازد و نظريات ايشان را معلوم سازد.
هنگاميكه به تلاوت آيات قرآن ميپرداخت، حالت اضطرار و هيجان عجيبي در او پيدا ميشد، زيرا به اسرار قرآن به خوبي واقف بود و دستورات و موارد كلمات و تأديه آنان را خوب ميدانست گوئي سينهي او لوح محفوظي از قرآن است.
ب. از دست دادن عموي گراميش امام حسن ـ عليه السّلام ـ در اين دوران.
ج. شاهد مخالفت پدرش امام حسين ـ عليه السّلام ـ با حكومت يزيد و پايداري و عدم بيعت آن حضرت در برابر زورگوييهاي حكومت وقت.
د. خبر دادن از وفات مادرش در اين دوران از زندگي.
سرانجام علي ـ عليه السّلام ـ راز دروني خويش را بر ملا ساخت و گفت ميداند كه مادرش هنگام وضع حمل دنيا را بدرود گفته است و بانوئي كه وي را مواظبت و نگهداري ميكند يكي از كنيزان ميباشد. علي ـ عليه السّلام ـ از عطوفت و مهرباني او به شگفت آمد زيرا دانست، با اينكه فرزند حقيقي او نيست بيش از حد معمول از او پرستاري ميكند از اين رو به حال او دقت كرده و سخت متوجه او گرديد و حقشناسي كرد.
علي ـ عليه السّلام ـ پيش خود احساس كرد كه بايد نسبت به كنيزان ديني بر گردن داشته باشد كه هرگاه موفق شود آن را ادا كند.
احترام به نامادري:
امام سجاد ـ عليه السّلام ـ مادرش را به هنگامي كه نوزادي بيش نبود از دست داد: از اين رو، بانويي پرستاري آن حضرت را برعهده گرفت و به عنوان نامادري در حفظ آن حضرت كوشيد، امام سجاد ـ عليه السّلام ـ وقتي كه بزرگ شد، با نامادرياش در يك كاسه غذا نميخورد. شخصي از آن حضرت پرسيد:
«با اينكه شما مادرت (نا مادريت ) را دوست داري، چرا در يك كاسه با او غذا نميخوري؟».
آن حضرت در پاسخ فرمود: «من دوست ندارم كه دستم به لقمهاي سبقت گيرد كه چشم مادرم به آن سبقت گرفته است، آن گاه نسبت به مادرم جفاكار گردم».[6]
به راستي وقتي آن حضرت به نامادري اين گونه احترام مي>گذاشت مقام مقدّس مادر چقدر ارج و ارزش در پيش او دارد.