سالروز شهادت یازدهمین امام شیعیان امام حسن عسگری (ع)
امام حسن عسگری (ع)
> > > >امام حسن عسگری علیه السلام ،ابومحمد حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابوطالب، پیشوای یازدهم شیعیان است که در سال 232 هجری در مدینه چشم به جهان گشودند. کنیه شان ابا محمد که بخاطر جدشان به ابن الرضا هم معروف بودند. پدر گرامی شان حضرت امام علی النقی الهادی (ع)،امام دهم و مادرگرامی شان امّ ولد،حدیثه،سلیله که برخی از او به نام «سوسن» یاد کرده>اند،بانویی پارسا و شایسته بود .
ولادت امام حسن عسکری(ع) مصادف با زمانی است که متوکل، خلیفه عباسی، به امام هادی(ع) مظنون شده بود و قصد داشت او را به همراه خانواده اش از مدینه به سامرا منتقل کند تا از نزدیک او را زیر نظر داشته باشد. امام (ع) ازدوران بیست و نه ساله زندگی ، 13 سال اول عمر شریف را در مدینه و 10 سال در سامرا بوده و 6 سال باقیمانده را نیز در سامراء به امامت گذرانیدند.عبیداله بن خاقان وزیر معتمدعباسی به دلیل هراسی که از ارتباط امام با مردم داشت ،تقریبا درتمام دوران امامت، امام عسگری ع را درسامرا در >حبس خانگی قرارداد . بهترین راه ارتباط با امام ع مکاتبه بود که نمونه های فراوانی در کتب شیعی می توان برای آن پیدا کرد. از جمله، نامه آن امام به شیعیان قم و آوه، یا نامه>های ایشان به مردم مدینه، و یا نامه مفصلی است که خطاب به اسحاق بن اسماعیل و شیعیان نیشابور نوشته بودند.ازجمله نمایندگانی که جهت ارتباط با شیعیان استفاده می نمودند عثمان بن سعید بود، عثمان بن سعید پس از شهادت امام عسکری(ع) و با ورود به عصر غیبت صغری، نخستین نایب خاص امام زمان (ع) بوده است.
> > > علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت نیز خورانید ولی ظاهرا از کردار زشت خود پشیمان شد. بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند، برای معالجه ایشان فرستاد ،البته شاید از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری نیزداشت، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود. پس از وفات امام (ع) در جمعه هشتم ربیع الاول سال 260 هجری، خلیفه عباسی چون شنیده بود که فرزند این امام همام بر عالم مسلط می گردد، تا دوسال محل حبس ایشان را تحت بازرسی قرار داده بود تا فرزند ایشان را بیابد و ازمیان بردارد. اهمیت دوران امامت ایشان زمانی آشکار می>شود که به مسئله غیبت و اهمیت آن پی ببریم، چرا که حضرت باید در این مدت کوتاه مقدمات لازم برای انتقال شیعه از مرحله حضور به مرحله غیبت را فراهم می>نمود. ابوبصیر خادم، گفت و گوی امام با رومیان، ترکان و صقالبه را به زبان خودشان شنیده ومتعجب می شود،اما امام عسگری (ع)، آشنایی با تمام زبان>ها را فضیلتی می>داند که خداوند به او ارزانی داشته، تا این تفاوت میان او و سایر مردم، دلیل و نشانه>ای برای شناخت حجت خدا شود. از جمله معجزات امام، پیشگویی>ها و خبرهایی است که از آینده به اصحاب خود می>داد: مانند خبر کشته شدن معتز عباسی، بیست روز قبل از به هلاکت رسیدنش.
>
امام حسن عسکری(ع) در زمان امامت شریفشان ، با سه خلیفه عباسی هم عصر بود:>
معتز عباسی (۲۵۲ـ ۲۵۵ق)، مهتدی (۲۵۵ـ۲۵۶ق) و معتمد (۲۵۶ـ ۲۷۹ق).
شیخ طوسی (ره) تعداد شاگردان امام عسکری (ع) را بیش از ۱۰۰ نفر شمرده اند. مشهورترین آنها عبارتند از:1) ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری (نائب اول امام عصر عج) 2) احمد بن اسحاق قمی 3) ابراهیم بن مهزیار 4) ابو هاشم داود بن قاسم جعفری 5) محمد بن حسن صفار 6) محمد بن عثمان بن سعید عمروی (نائب دوم امام عصر عج) 7) عبدالله بن جعفر حمیری 8) احمد بن محمد بن مطهّر 9) ابوسهل اسماعیل بن علی 10) محمد بن صالح بن محمد همدانی.>
از دانشمندان معاصر امام عسگری (ع) می توان به ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی موسوم به ابوالحکما (258-181 قمری) ریاضیدان، منجم و فیلسوف عرب و نخستین حکیم اسلامی اشاره نمود >که مستقیماً به آثار حکمای یونانی دسترسی داشته و شخصاً به ترجمه پاره>ای از آثار ارسطو و تفسیر و بیان آنها پرداخته>است.
امام عسگری (ع) >برادری داشتند به نام جعفر که به جعفر کذاب یا جعفر ثانی معروف شد. برادر دیگرشان حسین نام داشت که به همراه حسن و به یاد دو جدشان حسن و حسین که سبطین نامیده می شدند، سبطین نام گرفتند. اگر چه امام حسن عسگری علیه السلام شدیداً از طرف دستگاه خلافت عباسی تحت نظر و محدودیت شدید قرار داشت لکن آن حضرت ازترویج >اندیشه اسلامی و پاسخگوئی به شبهات مخالفان و تربیت شاگردان لحظه ای فرو گذار ننمودند.>
درسال 255هجری، تنها فرزند آن حضرت،امام مهدی (عج ) چشم به جهان گشود.شیخ مفید ره در کتاب الارشاد می>نویسد: «حسن بن علی عسکری (ع)، به جز صاحب الزمان، فرزند دیگری از خود به جای نگذاشت».امام حسن عسگری (ع) در سال 260 هجری قمری به شهادت رسید و پس از اینکه فرزندشان، امام عصر (عج) که پنج سال داشت، بر وی نماز خواند،در خانه خود در سامراء در کنار مرقد پدر به خاک سپرده شد.
ماجرای جانشینی بر حق امام حسن عسکری (ع)
ابوالادیان می گوید: من نزد حضرت امام حسن عسکری (ع) خدمت می کردم. نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم. سپس امام فرمود: پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود.
ابوالادیان به امام عرض می کند: ای سید من، هرگاه این واقعه دردناک روی دهد، امامت با کیست؟ فرمود: هر که جواب نامه من را از تو طلب کند.
ابوالادیان می گوید: دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما. امام فرمود: هرکه بر من نماز گزارد. ابوالادیان می گوید: باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم. امام می گوید: هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست.>
ابوالادیان می گوید: مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری بپرسم. رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم. وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود. داخل خانه امام، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را دیدم که نشسته، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند. من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم. اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد. چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ایستاد، طفلی گندمگون و پیچیده موی، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت: ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم.رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ایستاد. سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی علیه السلام دفن کرد. سپس رو به من آورد و فرمود: جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن. من جواب نامه را به آن کودک دادم. پس فردی از جعفر پرسید: این کودک که بود، جعفر گفت: به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام.
در این موقع، عده ای از شیعیان از شهر قم رسیدند، چون از وفات امام (ع) با خبر شدند، مردم به جعفر اشاره کردند. چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند: بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است؟ جعفر گفت: ببینید مردم از من علم غیب می خواهند! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت: ای مردم قم با شما نامه هایی است از فلان و فلان و همیانی (کیسه ای) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا.شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند: هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن.
جعفر کذاب نزد معتمد، خلیفه عباسی آمد و جریان واقعه را نقل کرد. معتمد گفت: بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید. رفتند و از کودک اثری نیافتند. ناچار «صیقل» کنیز حضرت امام عسکری (ع) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است. ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند.
خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد. درود خدای بزرگ بر او باد.
از احادیث آن حضرت : من وعظ اخاه سرا فقد زانه ، و من وعظه علانیه فقد شانه . هرکه برادرش را درخلوت پند دهد ، وی را آراسته گردانیده و هرکس برادرش را در جمع پند دهد او را سرشکسته گردانیده است. تحف العقول ص 489
گردآوری از محمدمسعودایرجی